abgenutzt
فرسوده / کهنهشده
Adjektiv
مثال
Der Teppich sieht schon ziemlich abgenutzt aus.
فرش دیگه نسبتاً فرسوده بهنظر میاد.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
فرسوده / کهنهشده
Adjektiv
Der Teppich sieht schon ziemlich abgenutzt aus.
فرش دیگه نسبتاً فرسوده بهنظر میاد.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.