Lingofa

abstürzen

کرش کردن (برنامه/سیستم)

Verb

مثال

  1. Mein Computer stürzt ständig ab.

    کامپیوترم مدام کرش می‌کنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.