abstürzen
کرش کردن (برنامه/سیستم)
Verb
مثال
Mein Computer stürzt ständig ab.
کامپیوترم مدام کرش میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
کرش کردن (برنامه/سیستم)
Verb
Mein Computer stürzt ständig ab.
کامپیوترم مدام کرش میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.