abzocken
کلاه سر کسی گذاشتن (عامیانه)
Verb
مثال
Der Verkäufer hat mich total abgezockt.
فروشنده حسابی سرم کلاه گذاشت.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
کلاه سر کسی گذاشتن (عامیانه)
Verb
Der Verkäufer hat mich total abgezockt.
فروشنده حسابی سرم کلاه گذاشت.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.