alt
قدیمی / پیر
Adjektiv
مثال
Das Gebäude ist sehr alt.
ساختمون خیلی قدیمیه.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
- Verhaltensforschungرفتارشناسی (زیستشناسی)
- umgestaltenبازآرایی کردن / دوباره طراحی کردن
- Dinosaurierzeitalterدوران دایناسورها
- gewaltigعظیم
- Geheimhaltungsvereinbarungتوافقنامهی محرمانگی
- Kaltfrontجبههی هوای سرد
- Altarمحراب / قربانگاه
- Halteverbotممنوعیت توقف
- Altglascontainerکانتینر شیشهی بازیافتی
- Gangschaltungدندهی دوچرخه
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.