ambulant
سرپایی (بدون بستری)
Adjektiv
مثال
Diese kleine Operation wird ambulant durchgeführt.
این عمل کوچیک بهصورت سرپایی انجام میشه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.