Lingofa

ambulant

سرپایی (بدون بستری)

Adjektiv

مثال

  1. Diese kleine Operation wird ambulant durchgeführt.

    این عمل کوچیک به‌صورت سرپایی انجام می‌شه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.