anbraten
تفت دادن (کوتاه، داغ)
Verb
مثال
Zuerst die Zwiebeln kurz anbraten.
اول پیازها رو کوتاه تفت بده.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
تفت دادن (کوتاه، داغ)
Verb
Zuerst die Zwiebeln kurz anbraten.
اول پیازها رو کوتاه تفت بده.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.