andererseits
از طرف دیگر
Adverb
مثال
Einerseits will ich mehr verdienen, andererseits brauche ich mehr Freizeit.
از یه طرف میخوام بیشتر درآمد داشته باشم، از طرف دیگه به وقت آزاد بیشتری نیاز دارم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.