angespannt
پرتنش / کشیده
Adjektiv
مثال
Die Atmosphäre im Büro war sehr angespannt.
فضای دفتر خیلی پرتنش بود.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
پرتنش / کشیده
Adjektiv
Die Atmosphäre im Büro war sehr angespannt.
فضای دفتر خیلی پرتنش بود.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.