anschwellen
متورم شدن
Verb
مثال
Sein Knie ist nach dem Sturz stark angeschwollen.
زانوش بعد از افتادن خیلی متورم شده.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
متورم شدن
Verb
Sein Knie ist nach dem Sturz stark angeschwollen.
زانوش بعد از افتادن خیلی متورم شده.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.