anstrengend
طاقتفرسا / خستهکننده
Adjektiv
مثال
Die lange Reise war ziemlich anstrengend.
سفر طولانی نسبتاً طاقتفرسا بود.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
طاقتفرسا / خستهکننده
Adjektiv
Die lange Reise war ziemlich anstrengend.
سفر طولانی نسبتاً طاقتفرسا بود.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.