aufgelockert
نیمهابری (کمی صاف)
Adjektiv
مثال
Die Wolken lockern sich im Laufe des Tages auf.
ابرها طی روز کمکم پراکنده میشن.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
نیمهابری (کمی صاف)
Adjektiv
Die Wolken lockern sich im Laufe des Tages auf.
ابرها طی روز کمکم پراکنده میشن.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.