ausziehen
از خانهای بیرون رفتن (نقل مکان)
Verb
مثال
Meine Schwester zieht bald von zu Hause aus.
خواهرم بهزودی از خونهی پدر و مادر میره.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.