beißend
بوی تند و نافذ
Adjektiv
مثال
Ein beißender Geruch von Essig hängt in der Luft.
بوی تند سرکه تو هوا پیچیده.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
بوی تند و نافذ
Adjektiv
Ein beißender Geruch von Essig hängt in der Luft.
بوی تند سرکه تو هوا پیچیده.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.