beträchtlich
قابلتوجه (از نظر مقدار)
Adjektiv
مثال
Die Kosten sind beträchtlich gestiegen.
هزینهها بهطور قابلتوجهی افزایش پیدا کرده.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.