Lingofa

bewerkstelligen

موفق به انجام‌دادن (کار سخت)

Verb

مثال

  1. Sie hat es geschafft, alles termingerecht zu bewerkstelligen.

    اون موفق شد همه‌چی رو سر وقت انجام بده.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.