Lingofa

bewusstlos

بیهوش

Adjektiv

مثال

  1. Nach dem Unfall war er kurz bewusstlos.

    بعد از تصادف برای مدت کوتاهی بیهوش بود.

کلمه‌هایی که از این ساخته شدن

آلمانی کلمه‌ها رو روی هم سوار می‌کنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفه‌نیمه می‌فهمی.

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.