Lingofa

blenden

چشم را کور کردن (نور شدید)

Verb

مثال

  1. Die Sonne blendet ihn beim Autofahren.

    خورشید موقع رانندگی چشماشو می‌زنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.