blenden
چشم را کور کردن (نور شدید)
Verb
مثال
Die Sonne blendet ihn beim Autofahren.
خورشید موقع رانندگی چشماشو میزنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
چشم را کور کردن (نور شدید)
Verb
Die Sonne blendet ihn beim Autofahren.
خورشید موقع رانندگی چشماشو میزنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.