Lingofa

bremsen

ترمز کردن

Verb

مثال

  1. Er musste plötzlich stark bremsen.

    او مجبور شد ناگهان محکم ترمز کنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.