brüchig
شکننده / ترد
Adjektiv
مثال
Das alte Papier ist sehr brüchig geworden.
کاغذ قدیمی خیلی شکننده شده.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
شکننده / ترد
Adjektiv
Das alte Papier ist sehr brüchig geworden.
کاغذ قدیمی خیلی شکننده شده.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.