bügeln
اتو کردن
Verb
مثال
Ich bügle sonntags meine Hemden.
یکشنبهها پیراهنهامو اتو میکنم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
اتو کردن
Verb
Ich bügle sonntags meine Hemden.
یکشنبهها پیراهنهامو اتو میکنم.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.