Lingofa

defekt

معیوب / خراب

Adjektiv

مثال

  1. Der Wasserhahn ist leider defekt.

    متأسفانه شیر آب معیوبه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.