Lingofa

diszipliniert

منظم و باانضباط

Adjektiv — سطح B2

مثال

  1. Für den Marathon musste sie sehr diszipliniert trainieren.

    برای ماراتن باید خیلی منظم و باانضباط تمرین می‌کرد.

🧑 کجا یادش می‌گیری؟

این کلمه بخشی از دسته‌ی «ویژگی‌های شخصیتی» در سطح B2 است. برو شهر کرم

کلمه‌هایی که از این ساخته شدن

آلمانی کلمه‌ها رو روی هم سوار می‌کنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفه‌نیمه می‌فهمی.

کلمه‌های هم‌دسته

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.