dasDurcheinander
بینظمی / درهموبرهم
Nomen
مثال
Auf dem Schreibtisch herrscht ein großes Durcheinander.
روی میز تحریر یه بینظمی بزرگ حاکمه.
آرتیکلش چیه؟
das Durcheinander — آرتیکل رو باید با خود کلمه حفظ کنی، چون قاعدهی مطمئنی براش نیست. با بازی آرتیکل تمرینش کن.
کلمههای نزدیک
- durchblickenسررشته داشتن / متوجه بودن
- Dochtفتیلهی شمع
- Diätproduktمحصول رژیمی
- Dirndlدیرندل (لباس سنتی زنانهی اتریشی)
- Deklinationصرف اسم (دستور زبان)
- Dirigentenstabباتون رهبر ارکستر
- Dressurreitenسوارکاری نمایشی (درساژ)
- daraufhinدر پی آن / پس از آن
- Dinosaurierzeitalterدوران دایناسورها
- Denkmalpflegeحفاظت از بناهای تاریخی
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.