einfühlsam
باهمدلی / حساس به احساسات دیگران
Adjektiv
مثال
Sie ist eine sehr einfühlsame Zuhörerin.
او یه شنوندهی خیلی باهمدلیه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
باهمدلی / حساس به احساسات دیگران
Adjektiv
Sie ist eine sehr einfühlsame Zuhörerin.
او یه شنوندهی خیلی باهمدلیه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.