Lingofa

einschalten

روشن کردن

Verb

مثال

  1. Er schaltet den Fernseher ein.

    اون تلویزیون رو روشن می‌کنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.