einstürzen
فروریختن
Verb
مثال
Das alte Gebäude drohte einzustürzen.
ساختمون قدیمی در خطر فروریختن بود.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
فروریختن
Verb
Das alte Gebäude drohte einzustürzen.
ساختمون قدیمی در خطر فروریختن بود.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.