empört
خشمگین و معترض (از بیعدالتی)
Adjektiv
مثال
Die Bürger waren empört über die Entscheidung.
شهروندان از این تصمیم خشمگین بودن.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
خشمگین و معترض (از بیعدالتی)
Adjektiv
Die Bürger waren empört über die Entscheidung.
شهروندان از این تصمیم خشمگین بودن.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.