Lingofa

empört

خشمگین و معترض (از بی‌عدالتی)

Adjektiv

مثال

  1. Die Bürger waren empört über die Entscheidung.

    شهروندان از این تصمیم خشمگین بودن.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.