Lingofa

färben

رنگ کردن مو

Verb

مثال

  1. Sie färbt sich die Haare regelmäßig.

    اون منظم موهاشو رنگ می‌کنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.