Lingofa

faltig

چروکیده

Adjektiv

مثال

  1. Seine Hände sind vom Alter faltig geworden.

    دستاش از پیری چروکیده شده.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.