fassungslos
مبهوت / شوکه
Adjektiv
مثال
Wir standen fassungslos vor den Trümmern.
ما مبهوت جلوی ویرانهها ایستاده بودیم.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.