gebraucht
دستدوم
Adjektiv
مثال
Ich habe mir ein gebrauchtes Fahrrad gekauft.
یه دوچرخهی دستدوم خریدم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
دستدوم
Adjektiv
Ich habe mir ein gebrauchtes Fahrrad gekauft.
یه دوچرخهی دستدوم خریدم.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.