genehmigen
تأیید کردن
Verb
مثال
Der Chef hat meinen Urlaub genehmigt.
رئیس مرخصیمو تأیید کرد.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
تأیید کردن
Verb
Der Chef hat meinen Urlaub genehmigt.
رئیس مرخصیمو تأیید کرد.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.