Lingofa

gewohnt sein

به چیزی عادت داشتن

Verb

مثال

  1. Ich bin es gewohnt, früh aufzustehen.

    من به زود بیدار شدن عادت دارم.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.