gleichzeitig
همزمان
Adverb
مثال
Man kann nicht gleichzeitig sparen und ständig einkaufen gehen.
نمیشه همزمان هم پسانداز کرد و هم دائم خرید رفت.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.