gravierend
جدی / وخیم
Adjektiv
مثال
Der Fehler in der Software hatte gravierende Folgen.
این خطای نرمافزاری پیامدهای جدیای داشت.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
جدی / وخیم
Adjektiv
Der Fehler in der Software hatte gravierende Folgen.
این خطای نرمافزاری پیامدهای جدیای داشت.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.