Lingofa

griffbereit

دم‌دست و آماده استفاده

Adjektiv

مثال

  1. Die Werkzeuge liegen griffbereit auf dem Tisch.

    ابزارها دم‌دست روی میز چیده شدن.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.