griffig
چسبنده و قابلگرفتن (سطح)
Adjektiv
مثال
Die Kletterwand hat eine griffige Oberfläche.
دیوارهی سنگنوردی یه سطح قابلگرفتن داره.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.