Lingofa

großspurig

پرمدعا / لاف‌زن

Adjektiv

مثال

  1. Er redet immer sehr großspurig über seine Erfolge.

    او همیشه خیلی پرمدعا درباره‌ی موفقیت‌هاش حرف می‌زنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.