hinauszögern
به تعویق انداختن
Verb
مثال
Er zögert die Entscheidung immer wieder hinaus.
اون همیشه تصمیم رو به تعویق میندازه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
به تعویق انداختن
Verb
Er zögert die Entscheidung immer wieder hinaus.
اون همیشه تصمیم رو به تعویق میندازه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.