improvisieren
بداههنوازی کردن
Verb
مثال
Der Pianist improvisiert ein Solo.
پیانیست یه سولوی بداهه میزنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
بداههنوازی کردن
Verb
Der Pianist improvisiert ein Solo.
پیانیست یه سولوی بداهه میزنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.