infolgedessen
درنتیجهی آن
Adverb
مثال
Es gab einen Stromausfall, infolgedessen fiel der Unterricht aus.
قطعی برق پیش اومد، و درنتیجهی آن کلاس لغو شد.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.