Lingofa

installieren

نصب کردن

Verb

مثال

  1. Der Techniker installiert die neue Waschmaschine.

    تکنسین داره ماشین لباسشویی جدیدو نصب می‌کنه.

کلمه‌هایی که از این ساخته شدن

آلمانی کلمه‌ها رو روی هم سوار می‌کنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفه‌نیمه می‌فهمی.

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.