integrieren
ادغام کردن / جا افتادن
Verb
مثال
Es dauert etwas, sich in einem neuen Land zu integrieren.
کمی طول میکشه تا آدم تو یه کشور جدید جا بیفته.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.