konsequent
ثابتقدم / پیگیر
Adjektiv
مثال
Beim Erziehen sollte man konsequent bleiben.
تو تربیت باید ثابتقدم موند.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
ثابتقدم / پیگیر
Adjektiv
Beim Erziehen sollte man konsequent bleiben.
تو تربیت باید ثابتقدم موند.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.