kündigen
فسخ کردن (قرارداد)
Verb
مثال
Wir müssen den Vertrag rechtzeitig kündigen.
باید قرارداد رو بهموقع فسخ کنیم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
فسخ کردن (قرارداد)
Verb
Wir müssen den Vertrag rechtzeitig kündigen.
باید قرارداد رو بهموقع فسخ کنیم.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.