Lingofa

derLiteraturkritiker

منتقد ادبی

Nomen — جمع: die Literaturkritiker

مثال

  1. Ein bekannter Literaturkritiker verriss das Buch öffentlich.

    یه منتقد ادبی معروف علناً کتاب رو نکوهش کرد.

آرتیکلش چیه؟

der Literaturkritiker — آرتیکل رو باید با خود کلمه حفظ کنی، چون قاعده‌ی مطمئنی براش نیست. با بازی آرتیکل تمرینش کن.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.