mehrstimmig
چندصدایی
Adjektiv
مثال
Der Chor singt ein mehrstimmiges Lied.
گروه کر یه آهنگ چندصدایی میخونه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
چندصدایی
Adjektiv
Der Chor singt ein mehrstimmiges Lied.
گروه کر یه آهنگ چندصدایی میخونه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.