Lingofa

methodisch

روشمند / نظام‌مند

Adjektiv

مثال

  1. Sie geht sehr methodisch vor.

    اون خیلی روشمند پیش می‌ره.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.