Lingofa

misstrauisch

بدگمان / بی‌اعتماد

Adjektiv

مثال

  1. Nach dem Betrug ist er sehr misstrauisch geworden.

    بعد از اون کلاهبرداری، خیلی بدگمان شده.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.