mit
با
Präposition
مثال
Ich gehe mit dir.
من با تو میام.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
- Stalagmitاستالاگمیت (سنگستون غار)
- Wertermittlungارزیابی ملک
- Pflanzenschutzmittelسم محافظ گیاه
- Schädlingsmittelسم آفتکش
- mitteilenاطلاع دادن
- Waschmittelپودر لباسشویی
- mittlerweileدر این میان / تا الان
- mit dem linken Fuß aufstehenبد از خواب بیدار شدن (بداخلاق بودن)
- mithilfeبا کمک / با استفاده از
- Mittelschuleدورهی اول متوسطه (اتریش)
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.